X
تبلیغات
طلبه | حسین سلیمانی | یادداشت‌های یک طلبه
«وقتی کار ظرافت بیشتری می‌طلبد»
تقویم را ورق میزنی و تاریخ‌های شمسی و قمری یک به یک می‌آیند و می‌روند و طبق معمول از رفت و آمد آن‌ها برخی ایام با یکدیگر همزمان می‌شوند و در این سال‌ها نوبت است که نوروز همزمان شود با روزهای ناراحتی و غم و اندوه خاندان پیامبرت.

به این فکر می‌کنی که جمع میان نوروز و فاطمیه آن هم برای رسانه ملی‌ای که بناست دانشگاه باشد احتمالا کار زیاد آسانی نیست. این مسئله برایت کاملا واضح و روشن است که در شرایطی که برخی از جشن‌ها با ایام مذهبی تقارن پیدا می‌کنند کار رسانه ملی ظرافت بیشتری می‌طلبد. از یک طرف حضرت زهرا(س) شخصیتی است بزرگ، با ویژگی‌های خاص و بزرگان و علماء تأکید کرده‌اند که مردم علاوه بر انجام آداب و رسوم خوبِ نوروز مثل دید و بازدید، حرمت شهادت بی‌بی دو عالم را حفظ کنند و قطعا مردم نیز به دنبال این حفظ هستند و از طرفی دیگر عید است و نوروز و لازم است برنامه‌های رسانه ملی دستخوش تغییراتی متناسب با عید و شادی باشند.

«برخی تشکر می‌کنند»
احتمالا برخی انصاف که بخرج دهند از رسانه ملی به خاطر عملکردش در تلفیق میان نوروز و فاطمیه تشکر می‌کنند. از دید آن‌ها رسانه ملی در نوروز و فاطمیه توانسته با پخش برنامه‌های متناسب تا حدی به وظیفه‌اش عمل کند و از ظرافتی که لازم بود در تلفیق نوروز با فاطمیه انجام دهد به خوبی عبور کند. شاهدشان هم شب و روز شهادت است که شبكه هاي مختلف رسانه ملی برنامه‌های خود را تغییر دادند و به پخش ويژه برنامه‌هاي مناسبتي پرداختند. آن‌ها از این حرکت خرسندند و به همین خاطر رسانه ملی را مستحق تشکر می‌دانند. «تو» نیز به آن‌ها می‌پیوندی و به مسئولان و برنامه‌سازان خسته نباشید می‌گویی.

«جوری دیگر هم می‌شود دید»
اما... از تشکر و خسته نباشید که عبور می‌کنی به دیدن ماجرا به گونه‌ای دیگر می‌رسی و در شب و روز شهادت حضرت زهرا(س) برخی برنامه‌های رسانه ملی را مرور می‌کنی. ابتدا سری به چند شبکه از تلویزیون می‌زنی. چند تصویر از بقیع، مسجد پیامبر(ص) و نشان دادن اسامی حضرت زهرا(س) در کنار طرحی اسلیمی که همگی در پس تصویر در حرکتند و مرثیه خوانی و صوتی از سینه‌زنی‌ که روی تصاویر در حال پخش است. مدتی بعد سخنرانی است و کمی بعد‌تر دوباره سینه‌زنی. قسمت متفاوت ماجرا اما گاهی برقراری ارتباط مستقیم است با یکی از حرم‌های شریف و مجری و گزارشگری که خودش را در پس جملات ادبی سنگین پنهان کرده است. همین! و واقعا و انصافا همین! و در رادیو نیز ماجرا همین است و در لابه‌لای پخش سینه‌زنی‌ها مجری می‌آید و چیزی می‌گوید و می‌رود و احتمالا آرزو می‌کند زودتر این روز تمام شود و برنامه‌ها عادی شوند!

«ایده‌های جدیدت آرزوست»
به تاریخ و برنامه‌های گذشته رسانه ملی که مراجعه می‌کنی به این نتیجه می‌رسی که مدت‌هاست رسانه ملی به گونه‌ای در ایام عزاداری برنامه پخش می‌کند که هر مخاطب ساده‌ای مواد لازم آن برنامه را از حفظ است و در این سال‌ها حرکتی در جهت اصلاح این روند و یا تزریق خلاقیت در برنامه‌ها دیده نشده و نمی‌شود. برنامه‌های امسال تفاوتی با سال گذشته و سال‌های قبل ندارند و اگر نباشد تقویم مخاطبان متوجه این نمی‌شوند که این برنامه عزاداری از امسال بوده است و یا سال قبل. به این فکر می‌کنی که خلاقیت در کجا به خاک سپرده شده است؟! و جای خالی چند برنامه ترکیبی جذاب و متفاوت، مستندهای مرتبط و برنامه‌هایی که از این حالت مرده دربیایند را به شدت حس می‌کنی.

«مخاطب این برنامه‌ها کیست؟»
حالا مخاطبان را در ذهنت دسته‌بندی می‌کنی، بخش قابل توجهی از جامعه را که متدینین تشکیل می‌دهند که برایشان این مسائل مهم است و به طور منظم در مراسمات مذهبی شرکت می‌کنند و نگاه ویژه‌ای به این مسئله دارند. برای این دسته که گذرِ طرحی اسلیمی و عکسی از بقیع و صوت سینه‌زنی روی آن، هیچ‌گونه جذابیت و ارتقاء معرفتی به همراه ندارد!

آن دسته از مخاطبانی هم که زیاد مذهبی نیستند که اساسا اینگونه برنامه‌های تلویزیون را نمی‌بینند و اوقاتشان را به گونه‌ای دیگر می‌گذرانند. می‌ماند مخاطبی که آن‌ها را خاکستری می‌نامی و مخاطبانی هستند نه اینطرفی نه آنطرفی. از خودت سئوال می‌کنی، یک سئوال اساسی و مهم که دوست داری برنامه‌سازان و مدیران رسانه ملی نیز این سئوال را از خودشان بپرسند:
«آیا چنین مخاطبی از دیدن چنین برنامه‌هایی احساس لذت می‌کند و ذهنش جلب می‌شود برای نوشیدن جرعه‌ای معرفت از برنامه‌های رسانه ملی و شاید تغییری در نگرشش و رفتارش در زندگی؟!»

«راه علاج چیست؟»
به دنبال راه علاج می‌گردی و راه علاج را در خود رسانه ملی می‌یابی. چگونه است که برای برنامه‌های عید و شادی و بسیاری از موضوعات دیگر خلاقیت در میان مدیران و برنامه‌سازان موج می‌زند اما وقتی کار به برنامه‌ای برای عزا می‌رسد خلاقیت در گورستانی مدفون می‌شود؟!

و می‌دانی که اگر این برنامه‌سازان و مدیران بخواهند و اراده کنند می‌توانند متفاوت‌ترین و جذاب‌ترین برنامه‌ها را تولید کنند. مخاطب نیز قطعا با اولین تغییر با آن‌ها همراه شده و در این روزها مخاطبان مانند کسانی می‌مانند که مدت‌ها برای هر وعده غذایشان قرمه سبزی خورده‌اند و در این شرایط حتی یک املت ساده می‌تواند برایشان متنوع‌ترین غذا باشد. پس اگر ذره‌ای اندیشه و کار و برنامه جدید دیده شود قطعا مورد توجه قرار خواهد گرفت. و کسی چه می‌داند شاید به همین زودی‌ها و در همین نزدیکی‌ها نو شدن نوروزها به نو شدن برنامه‌های رسانه ملی در ایام عزا سرایت کند و برنامه‌هایی جدید و نو را در ایام عزا شاهد باشی. امید که می‌توانی داشته باشی؟ نمی‌توانی؟!

منتشر شده در مشرق(+)
صفحه دیگران(+)

+  یکشنبه 24 فروردین1393.:   ح‌س‌ی‌ن  :. 


چند باری به حوزه‌تان رفت و آمد داشته‌ام، به یمن درس خواندن برادرم در حوزه شما پای من هم باز شده است به این حوزه‌ای که حالا یک شهید هم دارد و خوش به حال کسی که در این حوزه درس بخواند، حوزه امام خمینی(ره) تهران. این حوزه نفس‌های «تو» را در خود دارد. نفس‌های یک «شهید».
می‌دانی علی آقا به این فکر می‌کنم که برخی از ما چه فایده‌ای می‌توانیم داشته باشیم؟ به اینکه کجا یک حرفی زدیم یک چیزی گفتیم یک عملی انجام دادیم که نشان دهد رگ گردنمان برای «تو» و مظلومیتت درست بیرون زده است؟! به اینکه کجا یک حرکتی کردیم که نشان از عمل داشته باشد و نه حرف زدن؟

قوه قضائیه پرونده را دوباره به جریان بینداز!
وای بر بیمارستان‌هایی که این شهید را قبول نکردند!
دادگاه باید پاسخگو باشد!
این چه وضعی است در جامعه اسلامی!
داد، هوار، فریاد... وا اسلاما...
و البته که باید قوه قضائیه با رعایت شرایط قانونی پرونده «تو» را دوباره به جریان بیندازد. و واقعا و از ته دل وای بر بیمارستان‌هایی که می‌توانستند و درمان «تو» را قبول نکردند. و باید که دادگاه و همه مسئولان ذی‌ربط پاسخگوی زجر و خون به ناحق ریخته «تو» باشند و... اما
...

در همین یک روز گذشته، یک روز نه همین چند ساعت گذشته، حتی چند ساعت هم نه در همین دقائق گذشته، در کنار ما، در پیش روی ما، در جلوی چشمانِ همین مایی که رگ گردمان برای ولایت و شهداء و مظلومیت «تو» و امثالت بیرون می‌زند، منکری اتفاق افتاده است یا نه؟ می‌توانستیم به معروفی امر کنیم یا نه؟

خب! چند نفرمان به منکر تذکر داده‌ایم؟ چند نفرمان به معروف امر کردیم؟!
فقط داد، فقط هوار، فقط رگ گردنی که بزند بیرون و فضایی درست شود برای لگد زدن به این و آن که چرا پاسخگو نیستید! و فقط توجیه که ای آقا... امر به معروف و نهی از منکر شرایط دارد!
واقعا برایم سئوال است که چه فرقی است میان کسی که حجاب اسلامی را رعایت نمی‌کند با کسی که امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کند؟ مگر هر دو از واجبات نیستند؟ یکی بد حجاب است و یکی هم آمر به معروف و ناهی از منکر نیست! چرا برای بدحجابی رگ گردنمان بیرون می‌زند اما برای کارهای خودمان و اینکه به امر به معروف و نهی از منکر عمل نمی‌کنیم خبری از بیرون زدن رگ گردن نیست؟
مگر نه این است که میان واجبات و محرمات خدا فرقی نیست و نؤمن ببعض و نکفر ببعض نباید بود؟ چرا رگ گردنمان برای اطاعت از امر ولی در فلان مسئله سیاسی و سیاست خارجی می‌زند بیرون اما همین ولی بارها و بارها به ما برای امر به معروف و نهی از منکر دستور داده است و ما عمل نکرده‌ایم و رگ گردنی هم بیرون نزده است! چه فرقی است میان عمل نکردن به فرمان رهبر و خون کردنِ دلش در مسئله‌ای سیاسی و در مسئله‌ای فرهنگی و دینی مثل امر به معروف و نهی از منکر؟!

«
تو» و روح بلندت از چه بیشتر زجر می‌کشید؟ از اینکه برخی مدعیان عامل به دستورات خدا و رهبر نیستند و امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کنند یا از اینکه چرا فلان دستگاه در جریان شهادت «تو» اینگونه عمل کرده است؟!

و البته که وظیفه ماست پیگیر خون به ناحق ریخته‌ات باشیم اما می‌دانی علی آقا راستش این است که از دیگرانی که ادعای شهداء و ولایت و... ندارند که توقعی نیست! توقع از ماست که مدعی هستیم و جانم فدای رهبر می‌گوییم و جانم فدای اسلام، اما حتی حاضر نیستیم زبانمان را برای امر ولی و اسلام و واجبی مثل امر به معروف و نهی از منکر هزینه کنیم! «تو» خونت را برای اسلام و امر مولایت می‌دهی و ادعایی هم نداری و برخی از ما پر از ادعاییم و فقط ادعا!

واقعا فرق یک درخت در بیابان‌های کویر لوت با برخی از ما چیست؟! فرق یک ماهی مرده در حاشیه دریای خزر با برخی از مایی که داد و هوار می‌کنیم چیست؟ فرق یک کُنارِ گندیده‌ي زیر درخت سدر، افتاده در اطراف کازرون شیراز با برخی از ما که رگ گردنمان می‌زند بیرون چیست؟ فرق برخی از ما با سیب زمینی چیست؟!

همان قدر که درختی در کویر لوت و ماهی‌ای مرده در حاشیه دریا و کناری گندیده و سیب‌زمینی نسبت به امر به معروف و نهی از منکر عامل هستند برخی از ما نیز همانقدر عاملیم! فرق «ما» با «تو» چیست؟
چرا خدا «تو» را انتخاب می‌کند و ما را نه؟ چرا «تو» در پرچم سه رنگ پیچیده می‌شوی و کلمه زیبای شهید در کنار اسمت قرار می‌گیرد و ما... چرا ‌«تو» به معنی دقیق کلمه «خلیل» خدا می‌شوی و ما نمی‌شویم؟!

********

سرم را بالا می‌آورم. نگاه می‌کنم به آیه‌هایی که آن بالا منتظر خوانده شدن هستند و هر روز خودشان را نشانم می‌دهند. سوره عصر است.
«
إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ ... إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْر»
«
كه انسانها همه در خسران و زيانند ... مگر افراد و اقليتى كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند و يكديگر را به حق سفارش كرده و به صبر توصيه نموده‏اند
ایمان تنها کافی نیست. اعمال صالح در زندگی‌ام کجا هستند؟ سفارش به حق کجاست؟ باید که عمل کرد و صبر کرد و انتظار کشید. این پیام خداست، انتظار.
»
فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى‏ نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ«
»
و گروهی از آنان شهید شده‌اند و گروهی دیگر نیز در همین انتظارند»
«سوره احزاب، آیه 23»

منتشر شده در مشرق(+)
صفحه دیگران(+)

+  جمعه 8 فروردین1393.:   ح‌س‌ی‌ن  :. 

خب چه خطری می‌توانند داشته باشند برایمان؟! کجا یک حرفی زدند یک چیزی گفتند که اخم آمد بر قیافه‌مان؟ کجا یک حرکتی کردند که احساس خطر نه احساس مهم بودن آن‌ها بهمان دست بدهد؟
چه فایده‌ای برای سوریه داشته‌اند؟ چه فایده‌ای برای عراق داشته‌اند؟ چه فایده‌ای برای فلسطین داشته‌اند؟ چه فایده‌ای برای بحرین داشته‌اند؟ چه فایده‌ای برای اسلام داشته‌اند؟ چه فایده‌ای برای شیعه داشته‌اند؟ چه فایده‌ای برای امام زمانشان داشته‌اند؟!
سرباز دست و پاچلفتی‌ای که هنوز فرق هویج با تفنگ را نمی‌فهمد به چه درد می‌خورد که رویش وقت بگذاریم؟

اصلا جناب دیگران هیچ! حتی اسلام هیچ! حتی شیعه هیچ! چه فایده‌ای برای خودشان داشته‌اند؟! فرق یک درخت در بیابان‌های کویر لوت با آن‌ها چیست؟! فرق یک ماهی مرده در حاشیه دریای خزر با آن‌ها چیست؟ فرق یک کُنار گندیده‌ي زیر درخت سدر افتاده در اطراف کازرون شیراز با آن‌ها چیست؟

چرا آن‌ها را ترور کنیم؟ مدرسه اسلامی هنر، دانشکده صدا و سیما، دفتر تبلیغات حوزه و... چه خطری برای ما دارند که به جای حمله به سفارت ایران در لبنان به آن‌ها حمله کنیم؟ چرا به جای احمدی روشن آن‌ها را ترور کنیم؟! چرا...؟!

×××

یک نگاه می‌اندازند به چیزهایی که برایشان خطر است، به چیزهایی که اگر باشند آن‌ها کمکم ذلیل می‌شوند، به چیزهایی که آزارشان می‌دهد، بعد آدم‌ها مراکز و هرچیز دیگری را که در این خطر نقش دارد جدا می‌کنند و قرارشان می‌دهند در نقشه‌های عملیاتی‌شان! نقشه که کاملا آماده شد اگر بتوانند و زورشان برسد آن آدم را حذفش می‌کنند! و ما نیز آن آدم را در یک پرچم سه رنگ قرار می‌دهیم و روی قبرش می‌نویسم:
«شهید»
بعد که «او» را حذفش کردند یک نگاه به ما می‌اندازند و می‌خندد، پوزخند نه! قهقهه که اینها هم دلشان خوش است! هیچ کاری از این‌ها بر نمی‌آید اینها در خودشان مانده‌اند چه برسد به تاثیر گذاری بر روی جهان!
بعد آرام که نه خیلی بلند و با صدای رسا به همدیگر می‌گویند:
«این‌ها، این طلبه‌هایی که فکر می‌کنند می‌توانند با هنر برای اسلام و علیه ما کاری کنند همه کبریت‌های بی‌خطر ما هستند، به هیچ دردی نمی‌خورند روی شناسنامه‌هاشان مهر بی‌ارزش بزنید»

×××

خب ما حالا بی‌‌ارزشیم! درست!
بیست سال خوب است؟ زیاد است؟ ده سال خوب است؟ زیاد است؟ پنج سال خوب است؟! خب...
از کجا می‌دانید پنج سال دیگر هم ما بی‌ارزشیم؟ پنج سال دیگر هم همین حرف‌ها را می‌زنید؟! اگر آن روز به جای مهر بی‌ارزشی مهر دیگری روی شناسنامه ما زدند...
شما آن روز کجایید؟! ما کجاییم؟! راه کجاست؟!

+  پنجشنبه 19 دی1392.:   ح‌س‌ی‌ن  :. 

خب، دولت قبل در یک سال منتهی به پایان ماموریتش مشکلات زیاد داشته است، به دلائل مختلف، ضعف مدیریت، دخالت‌های داخلی و خارجی، تحریم، دست‌های پشت پرده! و هرچه که ما و شما اسمش را بگذاریم!
این درست است و اینکه دولت قبل و به طبع آن مردم، مشکل اقتصادی داشته‌اند بر کسی پوشیده نیست و اگر هرکسی این را انکار کند منصف نیست، چرا که مردم در کوچه و خیابان و مغازه و... این را حس کرده‌اند، حالا هرچقدر هم دولت قبل بگوید، نبوده، نیست، آمار فلان است و... کسی که خودش حس کرده باشد نمی‌تواند حرفشان را قبول کند، حداقل برای خودش و طرافیانش!
قیمت سکه و ارز و خودرو و اجناس و... همه شاهد این مسئله هستند!
این یک طرف ماجراست!
اما طرف دیگر ماجرا انصاف است، شما صد و یک روز است آمده‌اید سر کار و انشاءا... به امید خدا و دعای ما مردم، خدا به دولتتان برکت می‌دهد و موفق خواهید بود.
هیچ انسان منصف و خردمندی از موفقیت واقعی دولت قانونی کشورش نباید ناراحت شود، اما به نظر حقیر اینهمه تیر و ترکش حواله دولت قبلی کردن و مشکلات را ارثیه آن دولت دانستن انصاف نیست!
می‌شد در گزارش تلویزیونی شما مسائل را به گونه‌ای بهتر بیان کرد، از خدمات دولت قبل هم گفت، از آن‌ها هم تشکر کرد و به جای اینکه محور گزارش دادن و گزارش گرفتن از ناحیه مجری‌ها و شما بر پایه‌ی کنایه زدن به وضعیت قبلی شکل بگیرد، بر پایه انصاف و ذکر هردوی نقاط مثبت و ضعف باشد!
مثلا می‌شد گفته شود در فلان مسئله اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و... دولت قبل تا اینجا پیش رفته بود، دستشان درد نکند و ما این را تا این نقطه ادامه دادیم! انصاف حکم می‌کند انسان نقاط قوت را هم ببیند!
این مسئله برای خود شما هم بهتر است و در بین مردم به عنوان یک رئیس جمهور منصف از شما یاد می‌شود.
یعنی شما در این صد روز هیچ اشکالی نداشته‌اید؟، هیچ عملکرد منفی‌ای نداشته‌اید؟، همه چیز مثبت بوده است؟!
تلاش کرده‌اید درست، خدا هم خیرتان دهد از این به بعد هم بیشتر و بهتر انشاءا... تلاش کنید و ما هم دعا می‌کنیم برایتان، اما به هر حال ما هم در این کشور زندگی می‌کنیم بعضی چیزها را در حد خودمان می‌فهمیم! بعضی چیزها را حس می‌کنیم، اگر شما به پای خودتان بزنید باور نمی‌کنیم!
اینکه بعضی چیزهای خوب را که در دولت قبل شکل گرفته و به شما ارث رسیده به پای دولت فعلی بزنید(البته با سیاست) واقعا انصاف نیست!
فقط یک نمونه‌اش را می‌گویم:
«ورزش»
آقای رئیس جمهور!
شما در گزارش تلویزیونی‌تان در خصوص ورزش فرمودید(نقل به مضمون):
«ما سیاست را از ورزش گرفتیم و موفقیت کسب شد!»
واقعا علت موفقیت در ورزش این مطلب بوده است؟، ورزش که تا همین دو هفته قبل اساسا وزیر نداشت!، ولاسکو در زمان چه کسی وارد ورزش و والیبال شد؟، کی‌روش در چه زمانی وارد فوتبال شد؟، رفتن ایران به جام جهانی در زمان چه کسی انجام شد؟، بازیکنان و مسئولان فعلی تیم فوتبال ساحلی، تیم والیبال و تیم فوتبال چمنی ارثیه کدام دولت هستند؟!، هسته اصلی‌شان، تمریناتشان، آمادگی‌هایشان و... در چه زمانی اتفاق افتاد؟
واقعا می‌شود در صد روز یک تیم را تشکیل دارد، تمرین داد و بعد قهرمان کرد؟! این را که دیگر همه می‌دانند که سال‌هاست مسئولان ورزش مشغولند تا بتوانند خود را به تراز اول جهانی برسانند!
این که دیگر روشن است!

بسیاری از مشکلات به پای دولت قبل است و ارثیه آن‌ها، قبول، درست، صحیح!
اما ورزش هم ارثیه دولت قبل به شما بوده است و همه این کارها در زمان گذشته انجام شده و خیلی از موفقیت‌ها مثل رفتن به جام جهانی اساسا در زمان دولت قبل و قبل از مراسم تنفیذ و تحلیف شما بوده است!
اینکه مشکلات را به پای قبلی‌ها بزنیم و بعد اتفاقات خوب را به پای خودمان کمی نه، خیلی بی‌انصافی است! خیلی آقای رئیس جمهور... خیلی...
و البته متاسفانه در عالم سیاست این آسیاب به نوبت است!
نوبت شما هم متاسفانه خواهد رسید!
تاریخ خواهد گفت!
شک نکنید!
و امکان دارد که بنده حرف‌های شما را اشتباه فهمیده باشم و حرف‌هایم غلط باشد، به هر حال از خطا و اشتباه معصوم نیستم!

نقاط قوّت را براى مردم بيان كنيد، نقاط ضعف خودتان را هم بيان كنيد؛ اين مهم است، اين تأثير ميگذارد ...
اين را صريح بگوئيد. بگوئيد اين كار را بايد ميكرديم، تا حالا نتوانستيم بكنيم. كسى بر اساس نتوانستن، كسى را مؤاخذه نخواهد كرد ...
ترس از اين نداشته باشيد كه فلان منتقدى كه احياناً ممكن است مغرض هم باشد، حرفش با حرف شما تطبيق كند؛ خب بكند، چه اشكالى دارد؟ بگوئيد بله، اين انتقادى كه به ما ميكنند، وارد است.
اين را مطرح كنيد، منتها بگوئيد ما تصميم داريم اين را برطرف كنيم. بگوئيد اين كارها را كرده‌ايم، اين كارها را هم خواهيم كرد. اين توصيه‌ى من است.
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=17106

+  چهارشنبه 6 آذر1392.:   ح‌س‌ی‌ن  :. 

در سایت‌ها که کمی قدم بزنیم، یا نه در همین جمع‌های دوستانه خودمان، نگاهی به تماس‌ها و پیامک‌های این یک روز داشته باشیم، درمی‌یابیم که یک اشتباه بزرگ استراتژیک در حال رخ دادن است، اشتباهی که کمکم وخیم‌تر هم خواهد شد.

یک.

برخی از کسانی که در انتخابات موافق دولت کنونی بوده‌اند و به دکتر جلیلی(مسئول قبلی مذاکرات هسته‌ای) رای نداده‌اند یا از ایشان به هر دلیل بدشان می‌آید، اتفاقات جدید هسته‌ای را به این صورت بررسی می‌کنند:
- حذف تلاش‌های تیم‌های قبلی و بی‌فایده خواندن آن‌ها! و پایین آوردن کارشان در حد خائنین!
- استفاده از زبان تیز و کنایه و تمسخر و بی‌انصافی نسبت به تلاش‌های شبانه‌روزی تیم‌های قبلی هسته‌ای!
- توهین‌های مکرر به رئیس جمهور قبلی و تیم گذشته هسته‌ای!
- شگفتی بیش از حد و واقعا خنده‌دار از پیش‌رفت و امضای توافق در کمتر از صد روز!
- و...

دو.
در مقابل برخی از کسانی که موافق سیاست‌های هسته‌ای دولت قبل بوده‌اند(که اساسا سیاست‌های هسته‌ای سیاست نظام است نه دولت‌ها بلکه دولت‌ها روش عملشان فرق دارد) و دقیقا به دکتر جلیلی رای داده‌اند(نه حتی قالیباف) روش بررسی‌شان این گونه است:
- از اتفاقات و حرف‌های طرف مقابل و شگفتی بیش از حد آنان احساس نفرت سرخوردگی و کمبود می‌کنند!
- مدام سعی می‌کنند هرچه بیشتر نکات منفی را ببینند و هیچ نکته مثبتی نبینند و این توافق را با ترکمانچای و... مقایسه می‌کنند!
- به مقدسات و حرف‌های رهبری و دیگر کارشناسان خودی هم رحم نمی‌کنند و یا حرف‌های رهبری را مصادره به مطلوب خود می‌کنند، یا کارشناسانی که طرف خودمان هستند مثل آقای زاکاتی(+) و حداد(+) را دچار اشتباه و بی‌بصیرت می‌دادند و یا خون شهداء و کل انقلاب و تمام مسائل کشور را هزینه می‌کنند تا بگویند طرق مقابل بد است و طرف قبلی خوب بوده است!
- با یاد آوری گذشته و اشاره به تفاوت‌های جلیلی و ظریف و انتشار عکس و... سعی دارند کار تیم قبلی را بهتر از تیم فعلی عنوان کنند و تیم فعلی را در حد خائن پایین بیاورند!
- و... .

این اشتباه استراتژیک بزرگی است!
مسئله هسته‌ای دعوای بین جلیلی و ظریف، یا احمدی نژاد و روحانی و یا لاریجانی و... نیست! مسئله مربوط به نظام است و حقوق اساسی مردم!
اعضای تیم هسته‌ای فعلی و قبلی مانند یک تیم فوتبال هستند که عده‌ای مسئولیتشان دفاع بوده است و بعد در یک موقعیت مناسب توپ را پاس داده‌اند به مهاجم(تیم جدید) و مهاجم هم کسی را دریبل کرده و گل زده است. همین!
اگر توافق هسته‌ای فعلی با همه نقدها و کاستی‌ها در مجموع به عنوان گام اول مثبت بوده است(+) ثمره کار ده ساله ملت ایران و همه مسئولان بوده است هم مدافع و هم مهاجم و انصاف حکم می‌کند قضاوت در خصوص کارهای دولت گذشته و دولت فعلی دستخوش اختلاف بین دو رویکرد یا دو نفر یا دو گروه طرفدار دو نفر قرار نگیرد.
و البته دکتر ظریف در گفتگوی زنده با اخبار ساعت 21 در همان ابتدای ورود به خاک ایران از تیم‌های قبلی و تلاش‌هایشان تشکر کردند اما متاسفانه برخی هواداران ایشان مسیر را اشتباه می‌روند!
به هر جهت مسئله دیگر این که ما انتظاری زیادی از برخی موافقان دولت فعلی نداریم که با انصاف برخورد کنند!
اما از رفقای خودمان که صفت انقلابی را یدک می‌کشند این انتظار می‌رود که دعوا را بر سر دو نفر و دو سیاست و جلیلی و ظریف نکشانند و در این اشتباه بزرگ استراتژیک که پر کردن پازل دشمن است وارد نشوند! که ادامه این کار باعث خوشحالی دشمن و تفرقه در بین ما خواهد شد و در نهایت برای برداشتن گام‌های محکم بعدی دچار مشکل خواهیم بود.
و البته نقد منصفانه به تیم فعلی بسیار لازم است و بسیاری از دلسوزان که اتفاقا به دکتر جلیلی هم رای داده‌اند با رعایت انصاف و دیدن نقاط مثبت این کار را انجام می‌دهند.
و نکته آخر اینکه در شرف افتادن در یک بازی رسانه‌ای هستیم، بازی‌ای که دشمنان خوش دارن درون آن باشیم،‌ و به جای همدلی و تکیه کردن بر نقطا مشترک، با هم درگیر باشیم وقتمان بگذرد به دعواهای داخلی!
و می‌شود همین فرصت بحث کم‌نتیجه و در برخی موارد بی‌نتیجه را بگذاریم روی نقاط مشترکمان و روی حرکت در جهت ساختن ایران!
و افسوس...



به كسى نبايد بيهوده تهمت زد؛ كسى را نبايد به خاطر يك امر، از همه‌ى آن چيزهائى كه صلاحيت محسوب ميشود، انسان او را نفى بكند. با انصاف بايد بود؛ با انصاف بايد عمل كرد؛ با انصاف بايد حرف زد. خداى متعال در مورد دشمنان ميگويد: «و لا يجرمنّكم شنآن قوم على الّا تعدلوا اعدلوا هو اقرب للتّقوى»؛ اگر با كسى دشمنيد، اين دشمنى موجب نشود كه نسبت به او بى‌انصافى كنيد، بى‌عدالتى كنيد؛ حتّى نسبت به دشمن؛ حالا آن كه دشمن هم نيست. بى‌عدالتى‌ها را همه كنار بگذارند؛ بى‌انصافى‌ها را همه كنار بگذارند؛ همه در زير پرچم نظام اسلامى و جمهورى اسلامى جمع بشوند.
.
.
.
هميشه اختلاف سليقه بوده. در دورانهاى مختلف هر جائى كه اين اختلاف سليقه‌ها و اختلاف برداشتها با هواى نفس انسان مخلوط شد، كار خراب ميشود. هواى نفس را بايد خيلى ملاحظه كرد. به خودمان در فريب خوردن از هواى نفس سوءظن داشته باشيم. نگاه كنيم ببينيم كجا نفس است و هوى‌هاى نفسانى ماست؛ كجا نه، واقعاً احساس تكليف است؛ و در احساس تكليف هم دقت بكنيم كه قدم از دايره‌ى تكليف آنطرف‌تر نبايد گذاشت؛ زياده‌روى نبايد كرد. آن وقت لطف خدا با ماست.
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=7501

+  دوشنبه 4 آذر1392.:   ح‌س‌ی‌ن  :. 

اینکه ایران چه می‌گوید، اینکه غربی‌ها چه می‌گویند و اینکه سایت‌ها و خبرگزاری‌ها چه می‌گویند، گاهی اصلا مهم نیست!
درست است که صاحبنظران صالح مثل برخی تحلیل‌گران، نمایندگان مجلس و سیاست‌مداران حرفشان برای ما حجت است، مثل آقای حداد عادل(+) و آقای زاکانی(+) و خیلی‌های دیگر، اما به نظرم می‌رسد به حالت کاملا ساده به عنوان یک آدم عوام، کم‌علم و کم‌سواد می‌توانم سند توافق را بررسی کنم و هرچه به ذهنم می‌رسد را بنویسم و قضاوت کنم!
ممکن است غلط فهمیده باشم به هر حال سواد و فهم اندکی دارم و جهل زیاد، اما لازم است هرکسی با انصاف این متن را بخواند و از نظرات آدم‌های صالح هم استفاده کند تا قضاوت کند.
عذر خواهم از طولانی بودن پست! شرمنده!
نکاتی را که فکر می‌کنم بار معنایی مهمی دارد قرمز کرده‌ام:

برنامه اقدام مشترک

مقدمه:

هدف این مذاکرات رسیدن به یک راه حل جامع مورد توافق و بلند مدت است به نحوی که تضمین کند برنامه هسته‌ای ایران کاملاً صلح آمیز باقی خواهد ماند. ایران اعلام می‌نماید تحت هیچ شرایطی به دنبال دستیابی یا گسترش سلاح هسته‌ای نیست. راه حل جامع مذکور مبتنی بر این اقدامات اولیه بوده و به یک گام نهایی منجر خواهد شد که دوره زمانی آن مورد توافق قرار گرفته و به رفع نگرانی‌ها می‌انجامد. این راه حل جامع، ایران را قادر می سازد تا به طور کامل از حقوق خود در بهره گیری از انرژی هسته‌ای برای اهداف صلح آمیز بر اساس مواد مرتبط در معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای و با رعایت تعهدات خود بر طبق معاهده از آن برخوردار شود.

این یعنی هرچیزی که NPT می‌گوید را ایران می‌تواند داشته باشد و این مسئله به صراحت قید شده و همه امضاء کرده‌اند و این دست آورد مهمی است که یک عده زورگو سندی امضاء کرده‌اند که به حقوق ما اعتراف دارد.

این راه حل جامع متضمن یک برنامه غنی سازی با تعریف مشترک و محدودیت‌های عملی و اقدامات شفاف ساز به منظور تضمین ماهیت صلح آمیز برنامه هسته‌ای می‌باشد.

در اینجا به اصل غنی‌سازی تصریح شده است، یعنی هر برنامه و تعریفی بدون برنامه غنی‌سازی مورد قبول ما نیست، و قید تعریف مشترک یعنی هرچه غربی‌ها بگویند درست نیست و ما هم باید تعریف آن‌ها از غنی‌سازی قبول داشته باشیم و بالعکس که می‌تواند خطر آفرین باشد، چرا که ممکن است آن‌ها تعریف ما را قبول نکنند و می‌تواند زیرکانه باشد، چرا که تعریف از غنی سازی باید منطبق با حقوق کشورها درNPT باشد که در بالا به آن تصریح شده است. خلاصه که محل مناقشه است این بند!

این راه حل جامع به مثابه یک مجموعه منسجم خواهد بود که هیچ بخشی از آن مورد توافق قرار نمی‌گیرد مگر آنکه در مورد تمامی بخش‌های آن توافق حاصل شود. این راه حل جامع شامل یک فرایند متقابل و قدم به قدم می‌باشد و به رفع همه جانبه تمامی تحریم‌های شورای امنیت، تحریم‌های چندجانبه و تحریم‌های ملی مربوط به برنامه هسته‌ای ایران می‌انجامد.

طبق این عبارت پس از پایان دوره راه‌حل کل تحریم‌ها لازم است برداشته شود. یعنی وقتی راه حل تمام شد هیچ تحریمی نباید باقی باشد.

در فاصله میان گام‌های اولیه و گام آخر، گام‌های دیگری از جمله پرداختن به قطعنامه‌های شورای امنیت با هدف پایان رضایت بخش بررسی موضوع توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد وجود خواهد داشت. 3+3 یا 1+5 و ایران مسئول نهایی کردن و اجرای قدم‌های مورد توافق میان- مدت و راه حل جامع با حسن نیت خواهند بود. یک کمیسیون مشترک از 3+3 و ایران برای نظارت بر اجرای اقدامات میان مدت و بررسی مسائلی که ممکن است پدید آیند، تشکیل خواهد گردید، در حالی که آژانس مسئولیت راستی آزمایی اقدامات مربوط به موضوع هسته‌ای را بر عهده خواهد داشت. این کمیسون مشترک برای تسهیل حل و فصل مسائل مورد نگرانی گذشته و حال با آژانس همکاری خواهد کرد.

عناصر گام اول

گام اول دارای دوره زمانی شش ماهه خواهد بود و با توافق متقابل قابل تمدید می‌باشد. در این دوره همه اعضاء،با حسن نیت، در جهت حفظ فضای سازنده در مذاکرات فعالیت خواهند کرد.

ایران اقدامات داوطلبانه زیر را به انجام خواهد رساند:

- نیمی از اورانیوم موجود غنی شده 20 درصد را به صورت اکسید 20 درصد برای تولید سوخت راکتور تحقیقاتی تهران ذخیره نماید. بقیه UF6 20 درصد را به مواد کمتر از 5 درصد رقیق نماید. خط برگشت پذیر نیز وجود نداشته باشد.

این یعنی در این دوره 6 ماه تمام اورانیم غنی شده ما در کشور می‌ماند برای خودمان و می‌توانیم آن را برای استفاده در آینده نگه‌داریم، اما... نیمی از موجودی 20٪ اورانیم را تبدیل به کمتر از 5٪ می‌کنیم. اینکه کدامشان به چه دردی می‌خورد را نمی‌دانم!

- ایران اعلام می‌کند که برای این دوره 6 ماهه، اورانیوم را به سطح بالاتر از 5 درصد غنی سازی نکند.

معنی این جمله این است که ما در این 6 ماه حق غنی سازی 5٪ و کمتر از آن را داریم و اصل حق غنی سازی اما با قید 5٪ مورد توافق زورگوهای غربی قرار گرفته است!

- ایران اعلام می‌کند که فعالیت‌های خود در تاسیسات سوخت هسته‌ای نطنز، فوردو و یا راکتور اراک را که توسط آژانس با نام IR-40 شناسائی می‌شود، بیش از این گسترش نخواهد داد.

- همانگونه که ایران در برنامه عملیاتی کردن تاسیسات تبدیل مواد، به آژانس اعلام کرده است، با آغاز خط تبدیل مواد UF6غنی شده تا 5 درصد بهUO2، ایران تصمیم دارد موادUF6  جدیدا غنی شده تاسطح 5 درصد طی 6 ماه آینده را به اکسید تبدیل کند.

- محل‌های جدید برای غنی سازی ایجاد نمی‌شود.

- ایران برنامه تحقیق و توسعه (R & D) تحت نظارت، از جمله برنامه تحقیق و توسعه جاری غنی سازی خود را که با هدف انباشت اورانیوم غنی شده صورت نمی‌گیرد، ادامه خواهد داد.

- عدم بازفرآوری یا ساخت تاسیساتی که توانایی بازفرآوری داشته باشند.

یعنی فعالیت را در همین سطحی که الان داریم ادامه می‌دهیم، فعالیت را گسترش نمی‌دهیم اما تعطیل هم نمی‌کنیم در همین سطح فعلی به صورت داوطلبانه نگهش می‌داریم.

نظارت‌های بیشتر:

- ارائه اطلاعات مشخص به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، شامل اطلاعات در خصوص طرحهای تاسیسات هسته‌ای ایران، توصیف ساختمان‌ها در هر یک از سایت‌های هسته‌ای، توصیفی از سطح عملیاتی که در هریک از اماکن که به فعالیت‌های هسته‌ای مشخص اشتغال دارند، اطلاعات در خصوص معادن و تخلیص و اطلاعات در خصوص منابع اولیه.

- ارائه پرسشنامه جدید فنی راکتور اراک به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که توسط آژانس با نام IR-40 شناسایی می‌شود.

- اتخاذ گام‌های لازم برای موافقت با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای انعقاد "رهیافت پادمان" در مورد راکتور اراک که توسط آژانس با نام IR-40 شناسایی می‌شود.

- دسترسی روزانه بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به فردو و نطنز با هدف بررسی فایل‌های ضبط شده دوربین‌ها در مواقعی که آن‌ها برای بازرسی دوره‌ای موسوم به DIV ،IIV ،PIV  و بازرسی‌های سرزده در سایت حضور ندارند.

- دسترسی هدایت شده بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به:

o کارگاه‌های مونتاژ سانتریفیوژ

o کارگاه‌های تولید روتورسانتریفیوژ و محل‌های نگهداری،

o و معادن اورانیوم و تخلیص اورانیوم

اینها یعنی در این 6 ماه ما باید بیش از همه کشورها با آِژانس همکاری کنیم و بیش از تعهدمان در NPT به صورت داوطلبانه اجازه بازرسی‌های بیشتر را بدهیم، یعنی به صورت داوطلبانه زیر بار چیزی می‌رویم در این 6 ماه که خارج از تعهدات جهانی است و فقط مختص به ماست!

در مقابل، 3+3، اقدامات داوطلبانه زیررا انجام خواهند داد:

- توقف تلاش برای کاهش خرید نفت خام ایران به نحوی که مشتریان فعلی بتوانند میانگین میزان کنونی خرید نفت خام خود از ایران را کماکان ادامه دهند.

سطح فروش نفت ما در همین سطح فعلی می‌ماند و کمتر نمی‌شود.

بازگشت مبالغ مشخص از عواید فروش نفت ایران در خارج از کشور به ایران. در مورد معاملات نفتی مذکور، تحریم‌های اتحادیه اروپا و آمریکا بر بیمه و خدمات حمل و نقل مرتبط، تعلیق می‌شوند.

بخشی از پول خودمان را که به ناحق بلوکه کرده‌اند بهمان برمی‌گرداند(میزان این پول قید نشده است)، تحریم‌های نفتی و بیمه‌ای و حمل و نقل مرتبط با نفت متوقف می‌شوند.

- تعلیق تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا بر:

- صادرات پتروشیمی ایران و نیز تعلیق تحریم خدمات مرتبط

- طلا و فلزات گرانبها، وتعلیق تحریم خدمات مرتبط

- تعلیق تحریم‌های آمریکا بر صنعت خودرو و تعلیق تحریم‌های خدمات مرتبط

این تحریم‌ها به طور کامل در این 6 ماه برداشته می‌شوند.

- صدور گواهی عرضه ونصب قطعات یدکی برای ایمنی پرواز هواپیماهای غیرنظامی ایران و خدمات مرتبط.

- صدور گواهی بازرسی‌های مرتبط با ایمنی و تعمیرات در ایران و همچنین خدمات مرتبط

- عدم صدور قطعنامه‌های جدیدتحریم هسته‌ای توسط شورای امنیت سازمان ملل متحد

- عدم صدور قطعنامه‌های جدیدتحریم هسته‌ای از سوی اتحادیه اروپا

- دولت امریکا، در چارچوب اختیارات قانونی رئیس جمهور و کنگره ازتحمیل تحریم‌های جدید هسته‌ای خودداری خواهد کرد.

تحریم جدیدی علیه ما وضع نمی‌شود، و تحریم‌هایی که اشاره شد نیز در این دوره 6 ماهه تعلیق می‌شوند و برداشته می‌شوند.

- یک کانال مالی به منظور تسهیلات تجارت امور انساندوستانه برای تامین نیازهای داخلی ایران با استفاده از درآمدهای نفتی ایران در خارج از کشور ایجاد خواهد شد.

- تجات امور انساندوستانه شامل مراودات تجاری مرتبط با تولیدات غذایی و کشاورزی، دارو، تجهیزات دارویی و مخارج پزشکی بیماران خارج از کشور خواهد بود. این کانال مالی شامل بانکهای خارجی مشخص و بانک‌های ایرانی غیرتحریم شده خواهد بود که به هنگام ایجاد این کانال مشخص خواهند شد.

o کانال مزبور همچنین موارد را در بر می‌گیرد

- نقل و انتقال‌های مالی مورد نیاز برای پرداخت تعهدات ایران به سازمان ملل متحد

- پرداخت مستقیم شهریه به دانشگاه‌ها و دانشکده‌ها برای دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در خارج از کشور تا مبلغ توافق شده برای یک دوره شش ماهه.

- افزایش آستانه برای اخذ مجوزهای اتحادیه اروپا جهت تبادلات مالی تجارت موارد غیرتحریمی تا مبلغ مورد توافق.

بخشی از تحریم‌های بانکی برای موارد فوق که دارو هم جزو آن‌هاست از بین می‌رود، این یعنی غرب رسما امضاء کرده است که حتی در دارو هم مردم ما را تحریم کرده است! اگر ما تحریم بانکی برای دارو نبوده‌ایم، پس چرا این تحریم دارد لغو می‌شود؟ مگر چیزی که نیست را می‌شود لغو کرد؟! پس نشان می‌دهد به همه جهان که دروغ می‌گفتند که ایران تحریم داروئی و چیزهایی که به ضرر مردم است نیست!

عناصر گام نهایی راه حل جامع*

گام نهایی راه حل جامع که اعضا قصد دارند مذاکره در خصوص آن را در کمتر از یک سال بعد از تصویب این سند، به پایان رسانده و اجرای آن را شروع کنند، عبارتنداز:

- دارای دوره زمانی بلندمدت مشخصی خواهد بود که مدت آن مورد توافق قرار خواهد گرفت.

- بیانگر حقوق و تعهدات اعضاء معاهده عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای و موافقتنامه‌های پادمان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی باشد.

- بطور همه جانبه تحریم‌های هسته‌ای شورای امنیت سازمان ملل متحد و تحریم‌های چندجانبه و تحریم‌های ملی را برداشته و از جمله گام‌هایی برای دسترسی به حوزه‌های تجاری، فنآوری، مالی و انرژی را بر مبنای یک برنامه تنظیمی که در خصوص آن توافق به عمل خواهد آمد را اتخاذ نماید.

در انتهای این راه حل لازم است همه تحریم‌ها برداشته شود.

- متضمن یک برنامه غنی سازی باشد که توسط طرفین تعریف می‌گردد، برنامه‌ای که شاخصه‌های آن با موافقت طرفین و منطبق با نیازهای عملی، با محدودیت‌های مورد توافق در خصوص دامنه و سطح فعالیت‌های غنی سازی، ظرفیت غنی سازی، محل‌هایی که در آن غنی سازی انجام می‌شود و ذخایر اورانیوم غنی شده برای دوره زمانی که مورد توافق قرار می‌گیرد، تعیین می‌گردد.

در پایان دوره حل مسئله، ما و آن‌ها باید به یک تعریف مشترک از غنی‌سازی برسیم یعنی اینکه لزوما تعریف ما و یا تعریف آن‌ها از غنی‌سازی مورد قبول نیست!

- نگرانی‌های مرتبط با رآکتور اراک که توسط آژانس با نامIR-40 شناخته می‌شود، را کاملا برطرف نماید. بازفرآوری و یا احداث تاسیساتی که قادر به بازفرآوری باشد، ایجاد نخواهد شد.

- اقدامات شفاف ساز و با نظارت بیشترمورد توافق را به طور کامل به اجراء درآورد. پروتکل الحاقی در چارچوب اختیارات رئیس جمهور و مجلس شورای اسلامی تصویب و به اجراء درآید.

اگر مجلس تشخیص دهد ما پروتکل الحاقی را تصویب و اجراء خواهیم کرد. مثل همان وضع نکردن تحریم جدید طبق نظر کنگره آمریکا که این مسئله به عهده آن‌ها گذاشته شده است، مسئله پروتکل الحاقی نیز از فیلتر مجلس شورای اسلامی قابل تصویب و اجراست.

- شامل همکاری بین‌المللی هسته‌ای غیر نظامی باشد، که این همکاری‌ها از جمله در خصوص دستیابی به راکتورهای مدرن آب سبک قدرت و تحقیقاتی و تجهیزات مرتبط و نیز عرضه سوخت هسته‌ای مدرن و برنامه های تحقیق و توسعه (R&D) مورد توافق می‌باشد.

به دنبال اجرای موفق گام نهایی راه حل جامع و با سپری شدن کامل دوره زمانی گام نهایی، با برنامه هسته‌ای ایران مانند برنامه هر کشور غیرهسته‌ای دیگر عضو NPT رفتار خواهد شد.

در پایان برنامه جدای از اینکه همه تحریم‌ها باید لغو شود که در بالا گذشت تمام حقوق هسته‌ای ملت بر اساس NPT هم باید مورد تایید قرار بگیرد و با ایران مثل باقی کشورها برخورد شود. این قید غیر هسته‌ای طبق چیزی که در معاهده دیده‌ام ظاهرا معنی‌اش کشورهای بدون سلاح هسته‌ای است. چون بند اول و دوم معاهده NPT کشورها را به دو بخش هسته‌ای(به معنی دارای سلاح هسته‌ای) و غیر هسته‌ای(به معنی بدون سلاح هسته ای) تقسیم کرده است. اگر معنی چیزی دیگر باشد بنده نمی‌دانم و از آن اطلاع ندارم.

* در خصوص گام نهایی و هر یک از گامهای میانی، این اصل اساسی که «تا در مورد همه چیز توافق نشود، در خصوص هیچ چیزی توافق حاصل نشده است» اعمال می‌شود.

 

***

در این توافقنامه بندی وجود دارد که توضیحاتی در ذیل سند (پی نوشت) ارائه شده است که متاسفانه در ترجمه وزارت خارجه به آن اشاره ای نشده است.

- ایران اعلام می‌کند که فعالیت‌های خود در تاسیسات سوخت هسته‌ای نطنز (1)، فوردو (2) و یا راکتور اراک (3) را که توسط آژانس با نام IR-40  شناسائی می‌شود، بیش از این گسترش نخواهد داد.

1- به این معنی که طی شش ماه، ایران به سانتریفیوژهایی که نصب شده‌اند ولی غنی سازی اورانیوم انجام نمی دهند گاز UF6 تزریق ننماید. سانتریفیوژهای اضافی نصب ننماید. ایران اعلام می‌کند که طی شش ماه اول سانتریفیوژهای موجود را با سانتریفیوژهایی از همان نوع جایگزین می‌کند.

2- در چهار آبشار سایت فردو که در حال حاضر غنی سازی اورانیوم انجام می‌دهند، از این پس غنی سازی بالای 5 درصد انجام نخواهد گرفت و ظرفیت غنی سازی افزایش نخواهد یافت. گاز UF6 به دوازده آبشار دیگر تزریق نمی شود تا در وضعیت غیرعملیاتی باقی بمانند. بین آبشارها اتصال وجود نخواهد داشت. ایران اعلام می‌کند که طی شش ماه اول، سانتریفیوژهای موجود را با سانتریفیوژهای همان نوع جایگزین می‌کند.

3- ایران اعلام می کند که برای رفع نگرانی‌های مربوط به احداث راکتور اراک برای شش ماه به راکتور سوخت تزریق نخواهد شد، یا آب سنگین را به سایت راکتور منتقل نمی‌کند و سوخت جدید را آزمایش نکرده یا سوخت بیشتر برای راکتور تولید نخواهد شد و تجهیزات اصلی باقی مانده نصب نخواهد شد.

4. مطابق برنامه های ایران، تولید سانتریفیوژ در ایران در این شش ماه مخصوص به جایگزینی سانتریفیوژهای آسیب دیده خواهد بود.

5. «تحریم خدمات مرتبط» به معنی هرگونه خدمات موضوع تحریم‌های اجرایی آمریکا یا اتحادیه اروپا، از قبیل بیمه، حمل و نقل یا مالی می‌باشد، تا جایی که هر یک از خدمات مذکور، مرتبط با تحریم بوده و برای تسهیل نقل و انتقالات مالی مورد نظر لازم باشد. این خدمات می‌تواند شامل نهادهای ایرانی تحریم نشده باشد.

6. رفع تحریم‌ها می‌تواند دربرگیرنده هر خط هوایی ایرانی تحریم نشده و نیز ایران ایر شود.


و اما چند سئوال:

- به حق غنی‌سازی ما در این قرار داد اشاره شده است یا نشده است؟ اگر اشاره شده است پس چرا کری و اوباما می‌گویند نیست؟ و اگر هست چرا برخی حرف کری و اوبامای دروغگو و دشمن را قبول می‌کنند اما حرف بچه‌های خودمان و بچه‌های انقلاب را نه؟ مشکل از کجاست؟

- اینکه ایران در دوره 6 ماهه اجازه بازرسی بیشتر را بدهد بد است یا خوب؟ بعضی می‌گویند بد است چون با ما مثل دیگران رفتار نمی‌شود و ما قبلا هم اجازه بازرسی داده‌ایم و چرا باید بیشتر از دیگران تعهد بدهیم؟ بعضی می‌گویند خوب است چون دیگر هیچ راه فراری نمی‌ماند که بگویند ایران دنبال سلاح هسته‌ای است و همه بهانه‌هاشان جواب داده می‌شود و مجبورند بهانه‌ای جدید درست کنند! و اینکه نباید به عدم شفاف‌سازی محکوم شویم، اما بلاخره این کار(اجازه بازرسی بیش از دیگران) در این دوره 6 ماهه برای ما خوب است یا بد است؟

- نظر اسرائیل مهم است یا نیست؟ اگر مهم است چرا مواقع انتخابات همه داد و فریاد می‌کنند که اسرائیل گفته با آمدن فلانی مخالف است و به ضررش است که فلانی بیاید، پس باید به وی رای بدهیم! و حالا که اسرائیل داد و بیداد راه انداخته که با این توافق مخالف است، چرا کمی، دقت کنید فقط کمی گام اول در ژنو را مثبت ارزیابی نمی‌کنیم؟ بلاخره نظر اسرائیل مهم هست یا نیست؟

- تیم مذاکره کننده طبق فرموده رهبری، بچه‌های انقلاب هستند یا نیستند؟ اگر هستند این همه فحش و ناسزای دیپلماتیک و غیر دیپلماتیک و این همه قضاوت‌های نامنصفانه چرا باید در مورد بچه‌های انقلاب و کسانی که رهبری گفت نباید تضعیف شوند رخ می‌دهد؟ مقصود نقد نکردن نیست که هر انسان عاقلی می‌داند نقد باید باشد و تیم هسته‌ای هم نقد دارد که نقد جدی هم دارد! اما اگر یک عده ادعای ولایی بودنشان می‌شود چرا حرف‌های رهبری را مصادره به مطلوب می‌کنند؟ چرا هرجا به ضررشان باشد تعریف جدید و قید جدیدی از حرف‌های رهبری تولید می‌کنند؟ بلاخره رهبری یا مورد قبول هست یا نیست! کدام یک؟

- اینکه در قرارداد قید شده است در پایان مدت باید تمام تحریم‌ها برداشته شود و ایران مثل باقی کشورها فعالیتش را طبق NPT انجام دهد(یعنی 20٪ و بیشتر، آب سنگین اراک، نیروگاه‌های جدید و...) خوب است یا بد است؟ اگر خوب است پس چرا یک عده داد و بیداد راه انداخته‌اند؟، و اگر بد است واقعا فکر کرده‌ایم که بیش از این چه می‌خواهیم؟ کاری به اجرای این قرارداد ندارم که معلوم نیست چه می‌شود! منظورم این مسئله است که ما بیشتر از اینکه فرضا تحریم‌ها برداشته شوند به صورت کامل و فعالیت‌های هسته‌ای کاملا آزاد شوند چه چیزی می‌خواهیم؟ بلاخره این قید خوب است یا بد است؟

- به نظر شما ما درگیر یک بازی رسانه‌ای نشدیم؟ و این شروع این نیست؟ که کمکم بی‌اعتمادی میان مردم و مسئولان رخ بدهد! که نفهمند بلاخره دشمن راست می‌گوید یا بچه‌های خودمان! کمی فکر کنیم اگر این همه هیاهو بازی کردن در پازل دشمن نیست پس چرا تحلیل‌گران غربی از این اتفاقات خوشحال می‌شوند و منتظرند به دلیل اختلافات داخلی، ایران زیر تعهداتش بزند؟ هوم؟

و باز تاکید می‌کنم که مطالب فوق برداشت بنده است و ممکن است غلط باشد.

+  یکشنبه 3 آذر1392.:   ح‌س‌ی‌ن  :. 

پارسال بود و جشنواره فجر... برج میلاد... مرکز جشنواره
یک روز در جشنواره نماندم و مرخصی گرفتم...
رفقا پس از بازگشتم همه حرف از یک فیلم می‌زدند، و مدام افسوس می‌خوردم که کاش در آن روز مانده بودم!!!
این فیلم فرق دارد، می‌شود در کنار پدر و مادر و خواهر نشست و فیلم دید در سینما بدون آنکه بترسی از لباس بازیگران، از سیاه‌نمائی‌ها، از حرف‌ها و دیالوگ‌های نیمه مستهجن، از اینکه شرمت شود فیلم را تا انتها و در حضور خانواده‌ات تماشا کنی و مجبور به ترک سالن شوید، از اینکه مادرت با نگاه ساده‌ای ناراحتی‌اش را از سینما بگوید و از اینکه خانواده‌ات ترجیح دهد سال‌ها با سینما قهر باشد!
این فیلم فرق دارد، این فیلم ثابت می‌کند که می‌شود فیلم‌نامه داشت، کارگردانی داشت، محتوی و مفهوم داشت، موضوع حساس و مهم داشت، بودجه میلیاردی نداشت، مدافع دولتی نداشت، شعار و حرام کردن بودجه به بهانه سینمای انقلاب نداشت، مانکن نداشت، سیاه‌نمائی نداشت، تکه‌های نیمه مستهجن نداشت و حرف داشت، حرف‌های زیاد...
حرف‌هایی از این جنس که در ذهنم بار دیگر مرور کنم که:
«نه! هوگو مانستربرگ هفتاد سال پیش راست گفته است که: می‌شود فیلم خیلی خوب و شاهکار ساخت بدون هیاهو و امکانات و بودجه‌های سنگین!»
و یک چیز که هوگو مانستربرگ نگفت اما «م.ن» می‌گویم:
«که می‌شود برای انقلاب فیلم ساخت، بدون هیاهو!»
و یک چیز دیگر اینکه:
«چقدر بد است؛ سیاه‌نمائی‌ها، بی‌محتواها، در ظاهر انقلابی‌ها و حتی بی‌هنرها و... تماشاگر میلیونی و فروش میلیاردی داشته باشند اما تنهای تنهای تنها «تنها» باشد!»
اصالت بوشهری‌ام را می‌گذارم کنار و اعتراف می‌کنم که سخت است به عنوان یک روحانی معرفی کردن فیلم، سختی‌های خودش را دارد، اما با افتخار و با اطمینان می‌گویم که چیزی به دوش ما مذهبی‌ها و روحانی‌ها هست حالا، که فیلم‌های خوب را معرفی کنیم و ثابت کنیم که اگر فیلم خوب باشد قهر با سینما معنی ندارد، حتی اگر کسی به محتوی و سالم بودن فیلم اهمیت نمی‌دهد اما به دنبال دیدن یک یک فیلم خوب و قوی از نظر هنری و فیلم‌نامه و کارگردانی و... است، شک نکند که آن فیلم در این روزها تنهای تنهای تنهاست!
پس همین حالا گوشی‌ها را به دست بگیرید و پیامک و تماسی حواله فامیل و دوست و آشنا کرده و قراری بگذارید برای دیدن یک فیلم خوب، و البته یک فیلم کمی زیادی خوب!

لینک خرید بلیط فیلم و برنامه سینماها (+)

+  دوشنبه 27 آبان1392.:   ح‌س‌ی‌ن  :. 

نیمه‌های شب است، در خانه فقط «م.ن» پای کامپیوتر هستم، یک کامپوتر از شرکت ایز ایران و Pentium II که سال 77 پدرم به قیمت 700 هزار تومان خریده‌ است، سال 1382 است و کسی آن‌طرف در آمریکای جنوبی، در کشور گویان مشغول حرف زدن با «م.ن» است، به ساعت آن‌ها ظهر است و تازه از کالج آمده است، پنجره یاهو مسنجر که تولید کشور ایالات متحده مرگ بر آمریکاست شده است سبب تا صدا و تصویر یکدیگر را ببینیم و بشنویم و باهم صحبت کنیم.
می‌خواهد برود کالج، باز کار دارد و کلاس و قرار است هندوها بیایند دیدارش کنند، ظهرها زیاد در خانه نمی‌ماند، جمله‌ای می‌گوید که نقش می‌بندد بر سنگ حافظه‌ام!
- وضعیت شیعه‌های اینجا الان جوریه که اگر پنج سال دیگه مستمر اینجا کار کنم انشالا به امید خدا رئیس جمهور اینجا رو هم شیعه می‌کنم!
ثانیه‌هایی بعد خداحافظی می‌کنیم و می‌رود که می‌رود که می‌رود...
چند ماه بعد و در اردیبهشت سال 1383 بعد از چهل روز شکنجه و گمنامی و... در پرچم سه رنگ می‌بینمش و در گلزار شهداء!
باز چیزی دیگر نقش می‌بندد بر سنگ حافظه‌ام!
یازده مأمور امنیتی اطلاعات، مستند سازاهایی که از ایران می‌روند گویان برای ساختن مستند و نامه‌ای که از وزارت کشور گویان پیدا می‌شود همه یک چیز می‌گویند!
«یک گروه هفت نفره کوماندوی آمریکایی همان وقت‌ها که با «او» حرف می‌زدم آمده‌اند گویان برای از بین بردن یک روحانی ایرانی! باورشان بر این است که دارد شیعه و فکر انقلاب اسلامی در گویان شکل می‌گیرد و این گروه تا چند سال دیگر می‌شود موی دماغشان!»

جناب آقای ایالات متحده مرگ بر آمریکا!
بر روی همه‌ی کارهایی که کرده‌اید از قبل از انقلاب و بعد از آن می‌توانم چشمانم را ببندم، همه را فراموش می‌کنم، پول‌هایی که از ما خوردید، حمایتی که از صدام کردید، بارها و بارها در زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی و خاتمی زیر قول‌هایتان زدید و... همه را فراموش می‌کنم! تمام!
اما «م.ن» با شما یک مشکلی دارم که فراموش نمی‌شود، اساسا قسمت سنگی حافظه‌ام را هیچ‌چیز پاک نمی‌کند، «م.ن» فاطمه‌ کوچکی را دیده‌ام که پدر را ندیده‌ است و تا سه سالگی بازی‌‌ محبوبش بابا بازی بوده است! «م.ن» خم شدن کمر پدری را دیده‌ام که پسرش را فقط از لباسش شناخته است، «م.ن» اشک‌های مادری را دیده‌ام که چهره‌ی پسرش را نشانش نداده‌اند چرا که گلوله انفجاری که به سر بخورد صورتی برای دیدن نمی‌گذارد! و آن گلوله انفجاری از دست و اسلحه شما شلیک شده است! «م.ن» سفید شدن مو در یک شب را دیده‌ام، «م.ن» شهادت یک روحانی به دست شما را دیده‌ام (+) (+)
«مرگ بر آمریکا» روی حافظه‌ سنگی‌ام در پانزده سالگی جوری هک شده است که فقط با محو شدن شما و سیاست‌ها و ظلم‌هایتان محو می‌شود، «م.ن» اگر مرگ بر شما نگویم دیگر «م.ن» که نه که «من» هستم!
بگذار عده‌ای بر اساس فهم غلط در مخالفت صریح با آیات قرآن بگویند:
«مخالفت با شعار مرگ بر آمریکا ریشه قرآنی دارد!»
(+)
13 آبان امسال به شدت قضاوت خواهد کرد!
گلویم از همین الان در انتظار لمس صوت مرگ بر آمریکاست!
و این هم نقش عمامه‌ام:



بسم الله الرحمن الرحيم
با تأسف و تأثر از حادثه درگذشت دلخراش مجاهد جبهه تعليم و تبليغ حجت الاسلام آقاي محمدحسن ابراهيمي اطلاع يافتم. جنايت كاراني كه دست خود را به خون اين جوان با ايمان و فداكار آلودند وابسته به هر گروه و سازمان جاسوسي كه باشند با اين جنايت خود ثابت كردند كه اهريمناني سنگدل و ضددانش و روشنگري و ايمان اند. اين مصيبت را به والدين و همسر و داغديدگان آن عزيز تسليت مي گويم و مقام و پاداش شهيدان را به روح او تهنيت عرض مي كنم.
والسلام عليكم و رحمه الله - سيدعلي خامنه ای

+  یکشنبه 12 آبان1392.:   ح‌س‌ی‌ن  :. 

سر خیابان ایستاده است و منتظر است تا حریف امروزش را پیدا کند، جوان پسری آن طرف خیابان آماده است تا نگاهش را بدهد به زنی که قصد دارد موهای تازه رنگ کرده‌اش را به قاعده‌ی یک مشت از روسری سفیدش بی‌اندازد بیرون، کمی آن طرف‌تر در مغازه‌ی پارچه فروشی میانسال مردی را می‌بیند که اندیشه‌اش برای فروش هر متر پارچه به گران‌تر از قیمت واقعی به زن و شوهری جوان آماده است، تن‌ها خرج کردن یک وسوسه‌ی درگوشی لازم است تا جوان چشمش را بدهد دستش، زن موهایش را هدیه‌‌اش کند و پیر مرد زبانش را به وسوسه‌ی «او» خرج گران فروشی کند.
وقتش رسیده حریف امروزش را انتخاب کند، نگاهی به پسر جوان می‌کند و بعد به زن و روسری و قیافه و موهای رنگی‌اش و بعد هم به پیرمرد و مغازه‌اش...
چشمش به گذر «م.ن» از خیابان، عمامه‌ای سفید و تکه‌ای از سنگ قبر ح‌س‌ی‌ن روی انگشت دوم دست چپم می‌افتد...
حریف امروزش را انتخاب می‌کند، زمین زدن «م.ن» و امثالم یعنی زمین زدن چندین جوان و زن و پیرمرد... با یک تیر می‌خواهد چند نشان بزند.
پسر جوان و زن و پیرمرد را رها می‌کند، پیرمرد جنسش را به قیمت درست می‌فروشد، جوان نگاهش را می‌اندازد زمین و زن تارهای موهای تازه رنگ کرده‌اش را می‌دهد زیر سفیدی روسری‌اش.
و «م.ن» با بغضی سخت، ترسی شدید و آهـــــی کشیده با «او» وارد رینگ می‌شویم... .
به سمت کارزار که حرکت می‌کنیم قیافه‌ام را در شیشه‌ی مغازه‌ای می‌بینم، خودم را نگاه می‌کنم با آن لباس...
بغض سختم را فرو می‌کشم، ترسم را می‌دهم دست باد و آهـــــ کشیده‌ام را خاموش می‌کنم، مربی‌ام حواسش به «م.ن» هست.

پ.ن:
قبل‌ترها که نه، همین نزدیکی‌ها به مذهبی‌ترها سفارش می‌کردند که:
«بهتر است وارد عرصه هنر نشوید که فساد هم دارد و لغزشگاه است!»
حالا می‌گویم:
«بهتر است پا به عرصه روحانیت نگذارید که «او» هرچه دارد می‌دهد که شما را زمین بزند، این عالَم وسوسه‌اش بیش است، باورش کن اما نشنیده بگیر.»


+  یکشنبه 28 مهر1392.:   ح‌س‌ی‌ن  :. 

یک عده اشک شوق در چشم دارند انگار که به خواستگاری دختری رفته‌اند و بعد از مدتها جواب مثبت شنیده‌اند، یک عده هم رگ غیرتشان زده است بیرون، آن‌ها هم اشک در چشم دارند اما ناراحتند و کل خون شهداء را پایمال شده می‌دانند! و...
این بخشی از حال و هوای کشور ماست و از اوضاع دیگر کشورها چیزی نمی‌گویم که آن‌ها هم حال و هوای خاصی دارند!
همه‌ اینها به خاطر یک مکالمه تلفنی است، میان رؤسای جمهور ایران و ایالات متحده
مرگ بر آمریکا!

یک. قطعا این ارتباط با کسب اجازه از رهبری بوده است، سخن از اختیار تام رئیس جمهور برای مذاکره قبل از سفر و اهمیت این مسئله‌ی مذاکره که جزو اختیارات رهبری است مؤید این نظر هستند و البته مقصود این نیست که رهبری به این مذاکرات خوش‌بین بوده‌اند و راضی، بلکه مقصود این است که بدون کسب اجازه از رهبری این کار انجام نشده است! پس زیاد گرد و خاک نکنیم! و اینکه ایران بعد از انقلاب بار اول نیست که با آمریکائی‌ها مذاکره می‌کند، در جریان عراق و در همین 1+5 هم این مذاکرات صورت گرفته است، در جریان عراق دو جانبه و در 1+5 چند جانبه بوده است، فقط تفاوت مهمش این است که هیچ‌گاه مذاکرات در سطح وزیر و رئیس جمهور نبوده است. که تفاوت بسیار مهمی است! البته نامه نگاری‌ها میان روسای جمهور دو کشور در گذشته هم بوده است که نسخه مکتوب مذاکره است!

دو. اگر غرب به ایران دارد کمی لحن خوش نشان می‌دهد عاشق چشم و ابروی ما نیست! به خاطر مقاومت‌های گذشته است، وقتی در دولت قبل مقاومت شدیدی رخ داد، دولت آمریکا کار دستش آمده و می‌داند اگر این فرصت و «نرمش قهرمانه‌» ما را را از دست بدهد باز همان رویکرد برخواهد گشت و این به ضرر اوست!
پس فکر نکنیم این رویکرد جدید همه‌اش دست پخت دولت جدید است و البته دولت جدید زحمت این دیپلماسی سخت را به عهده داشته و دارد!

سه. ایران تا به حال در قول و فعل از موضعش در خصوص سوریه و هسته‌ای کوتاه نیامده است به هیچ وجه، بلکه بدون ذکر نامی از اسرائیل و یا آمریکا با توضیح جنایات آن‌ها مقصودش را بیان کرده است. سخنرانی‌های رئیس جمهور محترم در سازمان ملل مشخص است و در مصاحبه‌های ایشان که هرگز گفته‌ها تفاوتی با گذشته نکرده است و اصول همان اصول است اما گاهی به گونه‌ای دو پهلو! و فکر می‌کنم هسته‌ای بهانه است و بحث سر موجودیت اسرائیل است! همین!

چهار. در دولت‌های قبل، خصوصا در دولت اصلاحات و سازندگی ایران برای بهبود رابطه با غرب خصوصا آمریکا پیش قدم شد، که در دولت اصلاحات نتیجه‌اش شد محورت شرارت شدن و در دولت سازندگی نتیجه‌اش شد زحمت یک‌طرفه ایران برای آزاد سازی گروگان‌های غربی در لبنان!، زحمتی که هیچ‌گاه غرب پاسخش را نداد و ایران یک طرفه برای غرب کاری را انجام داد!

پنج. حداکثر نتیجه‌ای که این مذاکرات دارد این است که تحریم‌ها برداشته شود، آمریکا عوض شود و حقوق اساسی ملت‌ها را پایمال نکند که خدا کند اینطور شود و حداقل نتیجه‌ای که این مذاکره‌ها دارد این است پس از مدتی که آمریکا برای چندمین بار خود واقعی‌اش را نشان داد و زیر همه چیز زد! همه کسانی که در داخل به آمریکا خوش‌بین هستند و از یک مکالمه اشک شوق می‌ریزند قبول خواهند کرد که:
«آمریکا قابل اعتماد نیست!»

شش. و واقعا آمریکا قابل اعتماد نیست و نشانه‌اش اینکه تقاضایشان برای تماس تلفنی را که مسئله‌ای کوچک است به گردن رئیس جمهور ما انداخته‌اند و می‌گویند:
«سوزان رایس: تماس با اوباما به درخواست روحانی  بود و 15 دقیقه طول کشید.»

و این همان حرف رهبری است که:
«آمريكائىها ميگويند ما ميخواهيم با ايران مذاكره كنيم. خب، سالها است كه ميگويند ميخواهيم مذاكره كنيم؛ اين يك فرصتى نيست كه براى ما بهوجود آوردند. من اول سال گفتم كه خوشبين نيستم. در مسائل خاص، مذاكره را منع نميكنم - مثل مسئلهى خاصى كه در قضيهى عراق داشتيم، و بعضى از قضاياى ديگر - ليكن من خوشبين نيستم؛ چون تجربهى من اين را نشان ميدهد. آمريكائىها، هم غيرقابل اعتمادند، هم غير منطقىاند، هم در برخوردشان صادق نيستند»
«بیانات در دیدار مسئولان نظام، 92/4/30»

و هفت. برای بهبود روابط به صورت واقعی دعا می‌کنم اما:
«مرگ بر آمریکا... .»
این شعار تا زمانی که آمریکا این است که الان هست جزو اصول انقلاب است!
تاریخ خواهد گفت...

جالب است!

شنیده می‌شوم!

+  شنبه 6 مهر1392.:   ح‌س‌ی‌ن  :. 


 


POWERED BY: BLOGFA.COM | Copyright © soleimani.blogfa.com , All rights reserved
This Template Designed By Lassarat

  RSS